بعد از یه سفر کاری به ایران برگشتم سفری که برام یه دنیا خاطره بهمراه داشت خاطره هایی که هیچ موقع از ذهنم پاک نخواهند شد چون بعد از مدتها معنی واقعی دل تنگی رو حس می کردم .هم برام تلخ بود و هم برام جالب و لذت بخش تو این سفر خیلی خودمو امتحان کردم که بدونم ایا واقعاً عاشق هستم یا نه و وقتی که به نتیجه قشنگی رسیدم به خودم تبریک گفتم .چون صاحب قشنگترین حس دنیا بودم و اون عاشقی بود..............ولی امشب اونقدر کلافه ام که نپرس چون بد جوری دل تنگش هستم دل تنگ کسی که معنی زنده بودن و زندگی کردن رودر وجودم تازه کرده.دوست دارم دیوونه
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment