بعد از یه سفر کاری به ایران برگشتم سفری که برام یه دنیا خاطره بهمراه داشت خاطره هایی که هیچ موقع از ذهنم پاک نخواهند شد چون بعد از مدتها معنی واقعی دل تنگی رو حس می کردم .هم برام تلخ بود و هم برام جالب و لذت بخش تو این سفر خیلی خودمو امتحان کردم که بدونم ایا واقعاً عاشق هستم یا نه و وقتی که به نتیجه قشنگی رسیدم به خودم تبریک گفتم .چون صاحب قشنگترین حس دنیا بودم و اون عاشقی بود..............ولی امشب اونقدر کلافه ام که نپرس چون بد جوری دل تنگش هستم دل تنگ کسی که معنی زنده بودن و زندگی کردن رودر وجودم تازه کرده.دوست دارم دیوونه
Saturday, October 27, 2007
Sunday, October 14, 2007
اینم برای تو عشق من
صدای پایی از انتهای کوچه می آیدکسی آرام مرا می خواند
بیا امشب ستاره بچینیم
آسمان منتظر است
و
دریا بی تاب
ابر سیاهی بر دلت خیمه زده می دانم
بیا
تا از ستاره ها برایت
فانوسی درست کنم دریایی
تا به حقیقت زلال چشمه برسی
که آن وقت تو دریایی
و بی نیاز
ای مسافر!!
حرکت کن
راه دراز است و پر خم
و تو کوله باری ازعشق داری
همین کافی است
که عشق مر کب سفر است
نه مقصد حرکت.
بیا امشب ستاره بچینیم
آسمان منتظر است
و
دریا بی تاب
ابر سیاهی بر دلت خیمه زده می دانم
بیا
تا از ستاره ها برایت
فانوسی درست کنم دریایی
تا به حقیقت زلال چشمه برسی
که آن وقت تو دریایی
و بی نیاز
ای مسافر!!
حرکت کن
راه دراز است و پر خم
و تو کوله باری ازعشق داری
همین کافی است
که عشق مر کب سفر است
نه مقصد حرکت.
جواب
از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کني
نماز
روزا یکی پس از اون یکی میان و میرن واین روزا برام اونقدر قشنگ و پر هیجانه که نمیتونم بگم فقط امیدوارم که عمرشون کوتاه نباشه چون اون موقع عمر منم کوتاه خواهد شد
امروز آقای شهیدی سر نماز صبحش برام استخاره کرده بود : سوره النحل آیه 112
و لقد جآءهم رسول منهم فکذّبوه فاخذهم العذاب و هم ظالمون----------ترجمش بماند خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و
تصمیم گرفتم که از امشب دوباره پیشونی خودمو با یاد خدا با مهر جا نمازم آشنا کنم و اینکارو کردم امیدوارم که قبول
درگاهش باشه
امروز آقای شهیدی سر نماز صبحش برام استخاره کرده بود : سوره النحل آیه 112
و لقد جآءهم رسول منهم فکذّبوه فاخذهم العذاب و هم ظالمون----------ترجمش بماند خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و
تصمیم گرفتم که از امشب دوباره پیشونی خودمو با یاد خدا با مهر جا نمازم آشنا کنم و اینکارو کردم امیدوارم که قبول
درگاهش باشه
Tuesday, October 9, 2007
آخه من
هیچ موقع فکر نمی کردم نشنیدن صدای یه نفر اینقدر منو دگرگون کنه .امشب جزو معدود شبایی که نمیتونم با ؟؟؟؟ صحبت کنم و با صدتی ملایم و زیبای اون به خواب برم آخه مهمون میشه یه روز دو رزو (شوخی کردم) ولی عجیبه که این حس غریب به من دست داده عین یه بچه چهار ساله که دلش برای مامانش تنگ میشه منم دلم برای اون تنگ شده آخه بابا جان من خاطرخواه شدم یا بهتر بگم عاشق شدم و این حس داره داغونم میکنه که همش باید عین یه دزد بیام و برم یا حتی تلفنی بخوام با هاش صحبت کنم .این وضعیت باید هر چه زودتر تموم بشه(انشاالله) تا منم بتونم دوباره آروم بشم
Monday, October 8, 2007
خداي من
ما خدا را گم میکنیم.........در حالی که او در کنار نفسهای ما جریان دارد.........
خدا اغلب در شادیهای ما سهیم نیست......تا به حال چند بار خوشی هایت را ارام و بی بهانه به او گفته ای؟؟
زمانی که خسته و درمانده به طرفش میرویم ،خیال میکنیم تنها زمانی که به خواسته ی خود برسیم او ما را دیده و حس کرده
اما .......... گاهی بی پاسخ گذاشتن برخی از خواسته های ما نشانگر لطف بی اندازه ی او به ماست
خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد
به عشق ایمان دارم حتی اگر ان را حس نکنم
به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد..
Saturday, October 6, 2007
شب قدر
امروز 12 سال از روزی که بهم جواب بلی را داد میگذره .تقدیر و سرنوشت چه چیزه قشنگیه چرا که اگه خدا بخواد دو نفر حتی بعد از این همه مدت باز با هم و در کناره هم باشن اینکارو میکنه حتی اگه دل یکیشون یه زمانی شکسته باشه .قدرت عشق خیلی بالاتر از قدرت من و تو بود .با چشای خودم دیدم , با تمام وجودم لمس کردم ,با تمام احساس قشنگم فهمیدم که عشق واقعاّ وجود داره و فقط تو کتابا نیست . تو اونشب عزیز قدر دعا کردم که خدا لیاقت با اون بودن روتا آخر عمرم بهم هدیه بده و بهم اونقدر مردونگی بده که پشیمونش نکنم و بتونم خوشبختش کنم دعا کردم و هرشب دعا خواهم کرد چون اون ....س..قشنگه منه.
Subscribe to:
Posts (Atom)