Saturday, August 4, 2007

شأن آدم

خاموشم اما
دارم به آوازغم خود می دهم گوش
وقتی کسی آواز می خواند
خاموش باید بود
غم داستانی تازه سر کرده است
اینجا سراپا گوش باید بود
ای غم !رها کن قصه خون بار
چون دشنه در دل می نشیند این سخن اما
من دیده ام بسیار مردانی که خود میزان شأن آدمی بودند
وز کبریای روح بر میزان شأن آدمی بسیار افزودند
دردی است چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته می گرید
در من کسی آهسته می گرید

No comments: