خاموشم اما
دارم به آوازغم خود می دهم گوش
وقتی کسی آواز می خواند
خاموش باید بود
غم داستانی تازه سر کرده است
اینجا سراپا گوش باید بود
ای غم !رها کن قصه خون بار
چون دشنه در دل می نشیند این سخن اما
من دیده ام بسیار مردانی که خود میزان شأن آدمی بودند
وز کبریای روح بر میزان شأن آدمی بسیار افزودند
دردی است چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته می گرید
در من کسی آهسته می گرید
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment