امشب بعد از گذشت شبهای زیاد باز دلم گرفته نمیدونم چرا؟ شاید بخاطرخیلی چیزا باشه ولی میدونم
مهمترینش دوری از اونه.اونی که بهم معنی زندگی را یاد داد و بهم یاد داد که هنوز میتونـ م اونـــــــی
باشم که هستم ولی ای کاش امشب پیشم بود و بهم مثل همیشه آرامش میداد و خیلی ای کاشهای دیگه
اگه بخوام بنویسم باید تا صبح تایپ کنم ولی اینو میدونم که برام خیلی عزیزه برام خیلی مقدسه و من
با تمام وجودم میپرستمش وبراش حتی اگه لازم باشه جونمومیدم ولی کاش از ته دل باور کنی و بهم
اعتماد کنی .بدون که دوری از تو برام بزرگترین درد و غم زندگیه و نمیتونم تحملش کنم ....ولی خب
چه میشه کرد .خود کرده را تدبیر نیست
آخه من عاشقتم باور کن
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment