Thursday, August 30, 2007

بازم دلم گرفته

امشب بعد از گذشت شبهای زیاد باز دلم گرفته نمیدونم چرا؟ شاید بخاطرخیلی چیزا باشه ولی میدونم
مهمترینش دوری از اونه.اونی که بهم معنی زندگی را یاد داد و بهم یاد داد که هنوز میتونـ م اونـــــــی
باشم که هستم ولی ای کاش امشب پیشم بود و بهم مثل همیشه آرامش میداد و خیلی ای کاشهای دیگه
اگه بخوام بنویسم باید تا صبح تایپ کنم ولی اینو میدونم که برام خیلی عزیزه برام خیلی مقدسه و من
با تمام وجودم میپرستمش وبراش حتی اگه لازم باشه جونمومیدم ولی کاش از ته دل باور کنی و بهم
اعتماد کنی .بدون که دوری از تو برام بزرگترین درد و غم زندگیه و نمیتونم تحملش کنم ....ولی خب
چه میشه کرد .خود کرده را تدبیر نیست
آخه من عاشقتم باور کن

No comments: