Friday, August 10, 2007

آواز غم

آری چنین بودند
آن زنده اندیشان که دست مرگ را بر گردن خود شاخ گل کردند
و مرگ را از پرتگاه نیستی تا هستی جاوید پل کردند.
ای غم! تو با این کاروان سوگواران تا کجا همراه می آیی؟
دیگر به یاد کس نمی آید
آغاز این راه هراس انگیز
چونان که خواهد رفت از یاد کسان افسانه ما نیز!
با ما و بی ما آن دلاویزکهن زیباست
در راه بودن سرنوشت ماست.
روز همایون رسیدن را
پیوسته باید خواست.

No comments: