آری چنین بودند
آن زنده اندیشان که دست مرگ را بر گردن خود شاخ گل کردند
و مرگ را از پرتگاه نیستی تا هستی جاوید پل کردند.
ای غم! تو با این کاروان سوگواران تا کجا همراه می آیی؟
دیگر به یاد کس نمی آید
آغاز این راه هراس انگیز
چونان که خواهد رفت از یاد کسان افسانه ما نیز!
با ما و بی ما آن دلاویزکهن زیباست
در راه بودن سرنوشت ماست.
روز همایون رسیدن را
پیوسته باید خواست.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment