نغمه ام دلگیر و افسرده است
نه سرودی:نه سروری
نه هماوازی نه شوری
زندگی گویی زدنیا رخت بربسته است
یا که خاک مرده روی شهر پاشیده است
این چه آيینی؟چه قانونی؟چه تدبیری است
من از این آرامش سنگین و صامت عاصیم دیگر
من سرودی تازه میخواهم
جنبشی! شوری!نشانی !نغمه ای !فریادهای تازه میجویم
من بهر آیین و مسلک کو!کسی را از تلاشش باز دارد یاغیم دیگر
من امید تازه میخواهم
افتخاری آسمان گیر و بلند آوازه میخواهم